ابن الكلبي

112

كتاب الأصنام ( تنكيس الأصنام )

پيامبر ( - صلى الله عليه و سلم - ) آن هر دو را به « على » ( - رضي الله عنه - ) بخشود . گويند كه يكى از آن دو همان « ذو الفقار » شمشير « على » است . و بعضى گويند كه « على » آن دو شمشير را در « فلس » كه بتى از قبيلهء « طى » است ، هنگامى كه پيامبر ( - صلى الله عليه و سلم - ) او را جهت ويران كردن آن فرستاده بود ، بيافت . [ « لات » ] سپس « لات » را به پرستش گرفتند . و « لات » در « طائف » بود ، و تازه‌تر از « منات » [ 16 ] . و « لات » پارچه سنگ چهار گوشى بود كه تنى از « يهود » نزد آن سويق ( - سبوس ) مىكوبيد . و پرده‌داران لات از قبيلهء ثقيف « بنو عتّاب » پسر « مالك » بودند . و بنائى بر آن سنگ ساخته بودند . و قريش و همهء عرب « لات » را بزرگ مىداشتند . و به نام او « زيد اللات » ، و « تيم اللات » نام مىگذاشتند . و آن را در محل منارهء دست چپ مسجد امروزى « طائف » نهاده بودند . و اين همان بت است كه خداى در « قرآن » ياد كرده و فرموده است : أَ فَرَأَيْتُمُ اللّاتَ وَ الْعُزّى . 53 : 19 [ 17 ] و « عمرو » پسر « جعيد » دربارهء او مىگويد : فانى و تركي وصل كأس لكالذي * تبرأ من لات و كان يدينها [ 18 ] و « متلمس » در قصيده‌اى كه در هجاى « عمرو » پسر « منذر »

--> [ ( ) ] « پوشندهء دو پيراهن آهنين ( زره ) كه بر آنها دو شمشير جوهردار يكى مخذم ، و ديگر رسوب بسته است . » [ 16 ] يعنى : « لات » را مدتى بعد از « منات » به پرستش گرفتند . [ 17 ] قرآن كريم ، 53 / 19 . [ 18 ] ترجمهء اين بيت بر اين تقريب است : ( مثل ) من و ترك وصال كأس مانند مثل آن كسى است كه از لات تبرى جست با اينكه او را مىپرستيد . »